هیاتجریان شناسی

بیانیه تحلیلی شماره یک موسسه وطن توحیدی حیات حسنی

پیرامون مواضع اخیر در موضوع تعدد زوجات

بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَنِ ٱلرَّحِيمِ

و به نام حاکم حکیم

بیانیه تحلیلی شماره ١ موسسه وطن توحیدی حیات حسنی پیرامون مواضع اخیر در موضوع تعدد زوجات

فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا تَسْلِيمًا.

به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از حکم تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.  (سوره مبارکه نساء آیه ۶۵)

مقدمه :

همیشه هنگامه ای چون حکم سجده بر آدم باید تا استکبار و کفر درون ابلیس آشکار گردد، و حکمی چون تعدد زوجات شاید تا استکبار درون منادیان اصول ایمانی و غربزدگان مدعی مسلمانی را پدیدار سازد.

همان ها که بر درد و رنج میلیون ها زن و دختر بی همسر، چشم فرو بسته و از اعتراض به موج مشکلات اجتماعی و مفاسد اخلاقی جامعه لب دوخته اند، اما در حمله به حکم خدا و قرآن، که در پی حل بخشی از مشکلات و نجات گروه وسیعی از هم نوعان شان است، گوی سبقت از هم می ربایند و هر روز دهانی جدید می گشایند.

مدتی است از انتشار خبر برگزاری کارگاه های آموزشی‌ای می‌گذرد، که در پی آشنایی و افزایش مهارت های ارتباطی یکی از انواع الگوهای تشکیل و توسعه خانواده است؛ ولی نمیدانیم چرا این موضوع و مسأله فرهنگی مورد هجمه جریانات مختلف سیاسی، فمینیست های پنهان شده در نقاب مسلمانی و مسئولین مسبب وضعیت این چنینی قرار گرفته است!

شما را چه می‌شود که هم‌نوا با رسانه‌های بیگانه، با تعدد زوجات، این نص صریح قرآن مبین و حکم محکم شریعت سیدالمرسلین(ص) و سیره قطعی اهل بیت طاهرین(ع) و کثیری از اولیاء دین به ستیز برخاسته و خواسته یا ناخواسته بر چهره دین و آئین و متدینین پنجه می‌کشید و در مخالفت با آن یقه می‌درانید؟

آیا درد تنهایی خیل عظیمی از زنان شوی از کف داده و حسرت ازدواج دختران در خانه مانده را نمی‌بینید؟!

آیا به خاطر خطیرتان خطور نکرده است که میلیون ها زن و دختر مسلمان (که هرکدام از ما می توانستیم در موقعیت ایشان باشیم)، در حسرت همسر شدن می سوزند و با آرزوی مادر شدن می سازند، فقط چند سال، و فقط همین مدت کوتاه را برای ازدواج و مادر شدن فرصت دارند و اگر این زمان نیز بگذرد، باید تمام این آرزوها را برای همیشه در دلِ حسرت کشیده خود دفن کنند و با خود به گور ببرند؟

گویی بعضی جریانات سیاسی هر سود انگاری و منفعتی را در نظر می‌گیرند به جز منفعت‌های راه کار دین و تدبیر الهی، در مدیریت انسان و جوامع انسانی.

ای کسانی که بر ساحل آرامشِ تأهل تکیه زده، و روی قلب، از تدبیر آیین الهی برگردانده، و دهان بر هر آنچه خود می پسندید گشاده اید، آیا برای حل مشکل بیش از ۳ میلیون و ۲۰۵ هزار دختر و زن سرپرست خانواده که مطلوبیت ازدواج ندارند و کمر بر مشکلات اقتصادی و عاطفی خم کرده اند هیچ راه حل واقعی جز این تدبیر الهی را ارائه داده و آن را عملی کرده اید؟ آیا سیل مشکلات اجتماعی ناشی از تجرد این حجم عظیم زنان و دختران در جامعه را درک نمی‌کنید؟ پس چرا برای احقاق حقوق طبیعی این بخش از زنان و دختران فریاد نمی کشید و یقه نمی درانید؟

 

اما سوال از مسئولان و صاحب منصبان  پر مدعا و خصوصاً فمینیست های مرتزق از معاونت های ریاست جمهوری و شورای عالی انقلاب فرهنگی و… این است: تا کی می‌خواهید با نادیده گرفتن این معضل اجتماعی و شعبده‌بازی با آمار و تغییر دهک های سن ازدواج، این جمعیت عظیم را با تردستی غیر منصفانه از صورت مساله‌های اجتماعی غیب کرده و با ماله کشی بر آثار آن، عملکرد خودتان را تزیین کنید؟ و آیا اساساً نمونه های این تجرد را در پیش چشمان خودتان در هر خانه و همسایه و فامیل و اداره نمی بینید؟

اتفاقا این جنگ و ستیزه با حکم الهی تعدد زوجات است که مراد قلبی مردان هوس باز و رجاله های نیرنگ باز است، تا بتوانند در بازار سیاه جنسی از نیازهای طبیعی این زنان و دختران سوءاستفاده کرده و هر روز معشوقه ای تازه برگزینند و دلبری جدید در بر گیرند، بی آنکه مسئولیتی بر عهده گیرند و خانه و فرزندانی برای این زنان و دختران فراهم سازند و کم نیستند مسئولانی که از این بحر گل آلود مخفیانه و موقت بهره ها گرفته اند و در برابر جوانمردانی که دائم و علنی برای این طیف خانه ای بنا کرده و فرزندی به ارمغان آورده‌اند دندان می سایند.

و وا اسفا بر اندیشمندان و اساتید حوزه و دانشگاه و جامعه شناسان، فعالان حوزه خانواده و زنان، و هر عالم صاحب وجدان، که خدا از ایشان عهد آشکار سازی علم و سنت در دوران بدعت را گرفته، و سکوت ایشان را مستوجب لعنت الهی دانسته، اگر در این بلوای هجمه به قرآن و احکام دین، لحاف غفلت بر سر کشیده و طریق عافیت بپیمایند، تا مبادا از هیاهوی شیاطین انس، گزندی به خاطر مبارک شان برسد و روح عافیت جوی شان مکدر گردد. همینانی که نهایت انجام وظیفه خود را فقط رصد و تحلیل ابعاد به هم ریختگی این جامعه و صرف توصیف و تماشای بحران آن، و گه‌گاهی تذکری در خفا به این و آن می دانند.

از خدای رحمان می خواهیم که تمام واجدانِ وجدان را بیدار سازد، و حافظانِ ارزش های قرآن و احیاگرانِ خانواده و نسل انسان در سرزمین عزیز ایران و گستره‌ی وطن توحیدی جهان را یاری نماید.

در ادامه، مواضع موسسه وطن توحیدی حیات حسنی در قالب بندهایی اعلام می شود:

الف- ما چگونه ما شدیم؟

حلقه اول این موسسه، متشکل از دانشجویان تحصیل کرده مقاطع ارشد و دکتری علوم انسانی و علوم مهندسی و دیگر رشته های دانشگاهی همین کشور است که پس از فعالیت های علمی و فرهنگی، به جهت یافتن جواب مشکلات اجتماعی راه تحصیل در حوزه های علمیه را پیش گرفتند تا بدانند تدبیر رب العالمین و معارف دین برای پاسخگویی به این مسائل چیست؟ ایشان تحصیل علم دین را نه برای هدف علم برای علم، بلکه برای به خدمت در آوردن آن در حل مسائل جامعه برگزیدند. از این رو و از حدود ١٠ سال گذشته، به همراه همسر و فرزندان خردسال خود عازم تبلیغ در مناطق محروم کشور شدند و ماه‌ها و دهه‌ها با همین مردم زندگی کردند.

دستاورد اولین سفرها و سفرهای بعدی، ایشان را با مسئله ای مواجه کرد که به لحاظ فراوانی و فراگیری قابل چشم‌پوشی نبود و آن مشاهدات عینی از بحران تجرد دختران و زنان سرپرست خانواده در مناطق مختلف کشور بود. مسئله ای که هیچ وجدان منصفی را بر نمی‌تابد محبت و درد دل مردم را ببیند و نسبت به آن بی تفاوت باشد.

از این رو بصورت مفصل به کار آماری دقیق و ناظر به دهک های مختلف سنی و مستند به آمار مراکز رسمی پرداختیم. این آمارها نشان داد به علل مختلفی چون نوسان در رشد جمعیت، مهاجرت ها، تلفات حوادث کار، کشته های جاده ای و… ، اگر تمامی مردان و پسران مجرد بالای ۳۵ سال این کشور (به تعداد ۱ میلیون و ۱۷۱ هزار نفر)، حتی معتادان و زندانیان، مهاجران و افراد لاقید نسبت به تشکیل خانواده، همه شان تنها یک همسر بالای ۳۰ سال برگزینند (با این دقت که کل زنان مجرد – مطلقه و بیوه و ازدواج نکرده- بالای ۳۰ سال به تعداد ۴ میلیون و ۳۷۶ هزار نفرند)، باز هم جمعیتی بیش از ٣ میلیون و ۲۰۵ هزار نفر از این بانوان بدون همسر باقی خواهند ماند.

 

این گروه، پس از فهم این بحران و تحلیل تبعات فردی، اجتماعی و تمدنی آن، موضوع را بدون اغراق در بیش از صد جلسه با طیف های مختلف از اندیشمندان و مسئولان و نمایندگان مجلس، بنیاد های ملی و پژوهشگاه های مطالعاتی حوزه زنان و خانواده و… در میان گذاشته و با تهیه مستنداتی قوی به بسیاری از  بزرگان کشور نامه نوشتند.

در یکی از جلسات، بزرگواری از اساتید متخصص در حوزه مطالعات زنان و خانواده، فرمود ما همین بحران را به صورت کوچک تر در زمان جنگ هم داشتیم، و آنچه مسلم است و تجربه تاریخی جوامع بشری نیز نشان داده است، مجموعا فقط ۵ راه برای این گروه زنان متصور است:

١- پیشه کردن رهبانیت و تجرد، که این راه با تکوین ایشان سازگار نبوده و با توجه به تبعات آن عملاً قابل توصیه نیست؛

٢- ازدواج با پسران کوچکتر از خود، که به نادر اتفاق افتاده و اگر هم عمومی شود، بالاخره مشکل این شکاف جمعیتی را حل نخواهد کرد؛

٣- ازدواج موقت، که اگرچه شرعی بوده ولی در مقام سیاست گذاری نظام خانواده و جمعیت، تامین کننده آرامش ماندگار یک زن و به ارمغان آورنده خانواده و فرزند برای او نخواهد بود؛

۴- پناه بردن به روابط غیرشرعی برای ارضای نیازهای غریزی و عاطفی، که موجب گرفتاری در دام انواع آسیبهای اجتماعی و ابتلا به بیماری‌های جسمی و روانی خواهد بود.

۵- پذیرفتن اینکه خدا بهتر از ما از نیازهای انسان و جامعه خبر داشته و حکم تعدد زوجات را که یکی از الگوهای تشکیل نظام خانواده در اسلام بوده را برای این شرایط مقرر کرده و به لحاظ علمی و عملی مورد تبیین و اقدام انبیاء و ائمه علیهم السلام و پیروی علماء و صالحان امت در طول تاریخ ما بوده است.

در تبیین این مهم نیز مشهور فقهای شیعه از صدر اسلام تا کنون، حکم تعدد زوجات را استحباب دانسته، برخی بزرگان ایشان مانند شیخ طوسی و مقام معظم رهبری فتوی به اباحه داده اند.

همچنین شهید مطهری که از بنیانگذاران اندیشه انقلاب اسلامی است از منظر اجتماعی در کتاب حقوق زن در اسلام معتقد است: ” اگر تعدد زوجات به علت فزونی عدد زنان مجرد و یا به واسطه احتیاج به کثرت نفوس باشد دیگر یک واجب کفایی خواهد بود”.

متاسفانه این راه حل الهی در تامین نیازهای جامعه انسانی که در میان راه‌های پنج گانه مذکور بهترین راه در حفظ کرامت این بخش از زنان و دختران است، از زمان پهلوی و ورود طاغوت مدرنیته تا کنون، با انواع تخریب های فرهنگی و موانع قانونی بشرساخته روبه رو بوده است. تا جایی که اکنون دیکتاتوری فرهنگی حاکم بر نظام خانواده، تنها یک الگو از انواع الگو های خانواده را معروف دانسته و مابقی الگوهای تشکیل و توسعه خانواده را به منکری نابخشودنی تبدیل کرده است.

این دیکتاتوری در فرهنگ به گونه ایست که اساساً اجازه انتخاب این سبک زندگی را از بسیاری از دختران و زنان سرپرست خانواده سلب کرده، و ایشان اصلاً جرات گفتگو کردن برای دست یابی به حق تأهل و نعمت مادری خود را در این قالب پیدا نمی‌کنند، و مجبورند این نیاز طبیعی را در مسلخ جاهلیت مدرن ذبح کنند؛ و اگر بر اساس عقلانیت دینی و جسارت ایمانی در قالب تعدد زوجات با انسان دوستی همسر اول آشیانه ای را بنا کنند، تمامشان از تندباد انواع تحقیر و تهمت و از بین رفتن آبرو مصون نخواهند بود.

فهم این بحران، تحلیل راه کارها و موانع تحقق آن، و همچنین چند سال رایزنی پیرامون آن، این نتیجه را برای جمع ما حاصل کرد که متاسفانه به یکی از دلایل زیر مانند:

– فهم ناقص مسئولان از نظام خانواده در دین،

– محافظه کاری بخش عمده ای از ایشان،

– سلیقه گرایی در تبلیغ و اجرای آن،

– و مهمتر از همه، ترس مسئولان از هجمه‌های غرب‌گرایان،

برای احقاق حق تأهل و نعمت مادری این طیف گسترده، گامی از جانب مسئولین برداشته نخواهد شد، و صریحاً اعلام کردند که شما هم بخاطر آبروی خود وارد این میدان نشوید، چرا که از این گپ جمعیتی به مرور عبور خواهیم کرد.

 

مطالعات آینده پژوهی جمعیت نشان می داد ما اکنون در دهه سرنوشت ساز عبور از این بحران قرار داریم و اگر این تغافل ادامه یابد، در آینده ای نه چندان دور و همزمان با از دست رفتن مطلوبیت های ازدواج و استعداد فرزندآوری، با قتل عام فرهنگی و نسلی گسترده ای در این طیف مواجه خواهیم شد که جبران آن توبه بردار نبوده یا مستلزم دهها برابر تلاش بیشتر خواهد بود.

نهایتا به برکت طرح این دغدغه بود که دوستان موسسه با طیف گسترده تری از اساتید فعال در حوزه خانواده و مشاوره آشنا شده و تصمیم گرفتند، به جای فرسایش روح و توان در تقاضای از این و آن، با تاسیس موسسه ای تخصصی، به تحقیق و تبیین این مهم همت گمارند.

بر اساس دغدغه های مذکور، “موسسه وطن توحیدی حیات حسنی” با قید توضیحی ” مطالعات تمدنی راهبردی خانواده” تشکیل شد، و اهداف خود را در اساسنامه بر موارد ذیل تعریف کرد:

۱- انجام مطالعات تمدنی راهبردی در حوزه نظام خانواده به عنوان کانون رشد انسانی و عامل تمدن ساز،

۲- دفاع حقیقی و حقوقی از جایگاه خانواده و مقابله با اندیشه ها و حرکت های ملی و فراملی مخرب این موضوع،

۳- نهادینه سازی و ترویج سبک زندگی اسلامی از طریق حمایت های پژوهشی، آموزشی و تبلیغی از:

–     ازدواج های آسان و الگوساز بر مبنای فرهنگ اهل بیت علیهم السلام،

–     انواع الگوهای تشکیل و توسعه خانواده در اسلام،

–     ازدواج های بین فرهنگی در گستره وطن توحیدی،

–     فرهنگ چند همسری در جهان اسلام،

–     فرزندآوری با هدف افزایش جمعیت و گسترش نسل موحدان و مسلمانان در جهان،

۴- حرکت به سمت اصلاح جامعه با تمرکز بر تزویج زنان سرپرست خانواده و دختران بالاتر از سن متعارف ازدواج،

۵- تحقق بخشی، تقویت و ترویج انواع الگوهای نظام خانواده در اسلام از طریق ایجاد، توسعه و تبلیغ نمونه های موفق.

ب- آغاز جنجالی از روی توهم!

موسسه بر اساس اهداف مذکور، با تعریف چشم انداز سه ساله، یکی از اولویت‌های خود را تحکیم خانواده‌‌های چندهمسری موجود و تشکیل الگوهای موفق از طریق آموزش در کارگاه های مهارت‌های ارتباطی ویژه خواهران و برادران (بصورت مجزا) قرار داد. در همین راستا سه دوره‌ی کارگاهی در شهرهای مختلف برگزار گردید،که با حضور و همراهی همسر اول و موافقت والدین همسر دوم به تشکیل خانواده هایی جدید منجر شد. همزمان با برگزاری این کارگاه ها با تقاضاهای گسترده ای از شهر تهران مواجه شدیم، که خواستار برگزاری این دوره در تهران شدند.

موسسه طبق روال عادی، فراخوانی برای متقاضیان تهران در کانال موسسه اعلام نمود. کشش اجتماعی و سطح مطالبات تا بدانجا گسترش یافت که اطلاعیه‌ای که برای مخاطبین رسانه های موسسه صادر شده بود، توسط خبرنگاران و رسانه ها تا جایی مورد بازنشر قرار گرفت که همه را به اعلام موضع و واکنش واداشت.

با توجه به ناشناخته بودن موسسه در فضای عمومی، برخی رسانه ها از سر توهّمات و اغراض خاص با زیر پا گذاشتن اخلاق رسانه ای موجب شدند این کار صرفاً آموزشی مورد تفسیرهای سیاسی و جنجال‌های رسانه‌ای قرار گیرد؛ و حتی با گذشت بیش از یک هفته از آغاز این جنجال رسانه‌ای، برخی همچنان با اغراض ناشناخته به آشوب بیشتر و پراکندن انواع اتهامات و سیاه‌نمایی در مورد این حکم الهی و تقبیح حرکت اجتماعی مطالبه گر آن می‌پردازند، که اهم آن در قالب بندهای ذیل مورد پاسخ قرار می گیرد.

ج- وابستگی موسسه

یکی از اتهاماتی که با شروع جنجال رسانه ای از جانب گروه های سیاسی نسبت به این حرکت مطرح شد، وابستگی آن به جناح‌های سیاسی و برداشت سیاسی و انتخاباتی از کارگاه‌های آن بود.

به حمد الله با توجه به خاص بودن ماموریت ها، موسسه به هیچ نهاد و ارگان و سازمانی وابسته نبوده، دل در گرو هیچ کدام از جریانات سیاسی امروز نداشته و اساسا ایشان را که سالها بر ارکان سیاستگذاری و اجرای این کشور چنبره زده و مسئولیت ها را دست به دست می کرده و میکنند، مسبب وضعیت اسفناک کنونی در حوزه ازدواج جوانان می داند.

اتفاقاً موسسه حیات حسنی یک حرکت مردمی و برای مردم است که در واکنش به ناکارآمدی مسئولین جریانات سیاسی شکل گرفته، و اساساً موفقیت و مقبولیت خود را در برائت از عملکرد ایشان میداند؛ عمکرد باطلی که تاکنون هیچگونه تئوری عملیاتی برای جوانان در سن ازدواج نداشته، و اگر همین عملکرد همچنان ادامه یابد بزودی خیل عظیم جوانان در سنین ازدواج را نیز به جمعیت موجود جوانان بالای سن ازدواج می‌افزاید، و باری سنگین‌تر بر دوش این حرکت مردمی قرار خواهد داد.

در خصوص مسائل مالی نیز هیچ نهاد و ارگانی به این مجموعه کمک نکرده و به علت آنکه این موضوع، امری بر زمین مانده است و رها کردن آن خطری گسترده را برای آینده ایران و انقلاب اسلامی به دنبال دارد، موسسه تبیین این مهم را واجب و تکلیفی انسانی و الهی دانسته و اعضای آن با صرف وقت شخصی به فعالیت می‌پردازند.

در این بند لازم به ذکر است نوع مواجهه جریانات و رسانه های آن با این مساله اجتماعی، حاکی از یک مرض مضمن در فرهنگ سیاسی کشور است. کشور ما بنا به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی به طور میانگین هرسال یک انتخابات دارد، و بسیاری از مناسبت ها و حوادث دیگر نیز ضمیمه فضای کشور است، سوال اساسی اینجاست تا کی باید مسائل فرهنگی و اجتماعی را بخاطر فضاهای انتخاباتی تعطیل نمود، و به بهانه‌ی عبارت کلیشه‌ای «برهه‌ی حساس کنونی» مسائل ریشه ای کشور را به گفتگو ننشست؟ و آیا اساسا تحولات و تنش های سیاسی را نمیتوان محصول این آسیب ها و مسائل اجتماعی دانست؟

البته موضع موسسه در خصوص انتخابات نیز آن است که بایست عملکرد گذشته همین آقایان را در به وجود آمدن بحران کنونی مبنای تصمیم‌گیری قرار گیرد و بر این اساس به آنان وکالت شرکت در مجلس را بدهیم تا در گناه اشتباهات ایشان شریک نشویم.

د- رعایت اخلاق حرفه ای در طراحی پوستر

از آنجا که تمام اعضای مؤسسه از جمله طراح مؤمن و متخصص آن، بدون منافع تجاری و انتظارات مالی، خالصاً لوجه الله، به تلاش در پیشبرد اهداف موسسه مشغول اند، برای احیاء امر الهی و سنت معصومین (علیهم السلام)، اصل ابتدایی را رعایت حق الناس و حق الله و حفظ امانت ایمانی و دقت تخصصی در تمامی ارتباطات و اطلاعات مرتبط با موسسه می‌دانند؛ و این رویکرد کاملاً در طراحی پوستر موسسه هم رعایت شده بود.

ضمن تشکر صمیمانه از تلاشهای خالصانه‌ی برادر عزیز جناب آقای امین دریانورد، هنرمند متعهد و متخصص در نشر مضامین دینی و کمک به احیاء ارزشهای والای الهی در آثار زیبایشان، در طی روزهای گذشته برای حفظ شأن و احترام ایشان سکوت پیشه کردیم، و نسبت به اتهام سرقت و استفاده‌ی بدون اجازه و رضایت از آثار ایشان لب فرو بستیم. ان شاء الله آثار خیر این طراحی ماندگار و اثرگذار در احیاء امر دین و نجات مسلمین، برای ایشان و طراح موسسه، باقیات صالحات باشد و سرافرازی و خیر دنیا و آخرت را برایشان به ارمغان بیاورد.

اما برای رعایت عدالت و شفافیت رسانه ای، و روشن شدن حقیقت، لازم است بیان شود که طراح پوستر موسسه، قبل از استفاده از آثار جناب آقای دریانورد، در صبح روز چهارشنبه ۸ آبان ۹۸ ، از طریق بخش دایرکت پیام‌رسان اینستاگرام، از ایشان برای “استفاده از طرح‌هایشان در طراحی ها و عکس‌نوشته ها، بدون منافع تجاری و در راه تبلیغ ارزش های اسلامی و احکام الهی” اجازه خواستند، و ایشان نیز با ادای سلام به طراح گفتند که “مانعی ندارد”. و هیچ تبصره یا قید و محدودیتی را برای موضوع خاصی بیان نداشتند.

فلذا استفاده از کاراکترها در طراحی پوستر موسسه کاملا با کسب رضایتِ طراح کارتون های مربوطه بوده، و در این زمینه رعایت اخلاق حرفه ای شده است. جهت شفافیت رسانه ای، تصویر اسکرین‌شات کسب اجازه طراح موسسه در ادامه قرار داده شده است، و نهایتاً دادخواهی از نسبت‌های ناروا در این زمینه را به پیشگاه الهی خواهیم برد.

ه- ارائه آمار، شعبده بازی مدیران و پاسخ محققان

مشخص شدن آمار واقعی از ابعاد گوناگون بحران تجرد دختران و زنان سرپرست خانواده در کشور، بسیاری از مسئولان و نهادهای گوناگون را به چالش خواهد کشید، و مشخص شدن عمق فاجعه، استمرار زیست سیاسی آنها را با بحران مواجه خواهد نمود. ایشان با شعبده بازی با آمار دست به غیب کردن بخش عمده ای از مظلومانِ خاموش این جامعه می‌زنند؛ جا به جایی دهک ها، جمع و تفریق کل مردان و زنان ایران، تغییر سن ازدواج و… همه و همه حاکی از تر دستی ایشان برای پاک کردن صورت مسئله است. در حالی که آمار تفکیکی که در مستندات و مصاحبه مدیران منصف مرکز آمار آمده است نشان می دهد فاجعه فزونی دختران و زنان مطلقه و بیوه مربوط به دهک های بالای سی سال است که اساسا کمتر مورد انتخاب ازدواج اول واقع می شوند.

از این جمله میتوان به آمار خانم مولاوردی معاونت سابق زنان ریاست جمهوری اشاره کرد که با نوشتن یادداشتی بیان نمود اگر سن مردان و زنان ایران را از ده سال حساب کنیم تعداد مردان حدود ۵٠٠ هزار نفر بیشتر خواهد بود! طنز این تردستی از آنجا روشن می شود که همین جریان با تفکرات التقاطی و شریعت سازی جدید، ازدواج جوانان زیر ١٨ سال کشور را کودک آزاری دانسته و به دنبال ممنوعیت قانونی آن بوده اند! اکنون ایشان را چه شده که برای پاک کردن صورت مساله بحران دختران و پنهان کردن چالش ایجاد شده توسط خودشان، از ازدواج پسران بالای ده سال با زنان بالای سی سال سخن می رانند.

ضمن آنکه برخلاف موضع گیری‌های اخیر این زنان، اتفاقاً با توجه به حوادث اخیر در تخریب جایگاه والای خانواده‌های چندهمسری توسط برخی مردان این جریان، موسسه حیات حسنی تشکیل کارگاه های آموزش مهارت های ارتباطی در خانواده های چندهمسری را برای مدیران این جناح از نان شب واجب تر میداند تا کار به اتهام استاد کشی معلمان‌شان، پرستو بازی مدیران‌شان و هجرت مهاجران‌شان نکشد.

البته اسلاف این افکار، در دهه چهل نیز چنین مغالطاتی در آمارها داشتند، ولذا استاد شهید آیت الله مرتضی مطهری (رحمةالله علیه) پاسخ همین دست مغالطات آماری را در مقالات مذکور در کتاب فاخر «نظام حقوق زن در اسلام» آورده اند، آنجا که می‌فرمایند:

«بايد به اين نكته توجه داشته باشيم كه براى مدعاى ما كافى نيست كه بدانيم مجموع عدد جنس ذكور مردم يك كشور چقدر است و مجموع عدد اناث آنها چقدر. آنچه مفيد و لازم است اين است كه بدانيم نسبت مردان و زنان آماده به ازدواج چه نسبت است. غالباً نسبت مردان و زنان آماده به ازدواج با نسبت مجموع جنس ذكور و جنس اناث متفاوت است، و اين دو علت دارد: يكى اينكه دوره بلوغ دختران قبل از دوره بلوغ پسران است. به همين جهت معمولًا در قوانين جهان سن قانونى دختران از سن قانونى پسران پايين‏تر است و عملًا در همه جهان اكثريت قريب به اتفاق ازدواج ها ميان مردان و زنانى صورت مى‏گيرد كه مردان به ‏طور متوسط پنج سال از زنان بزرگترند. علت ديگر كه علت اساسى است و مهم تر است اين است كه با اينكه مواليد دختر از مواليد پسر بيشتر نيست و احياناً در بعضى كشورها مواليد پسر بيشتر است، همواره به واسطه اينكه تلفات جنس ذكور از تلفات جنس اناث بيشتر است، در سنين ازدواج توازن بهم مى ‏خورد؛ گاهى به صورت فاحشى تفاوت پيدا مى ‏شود و عدد زنان آماده ازدواج بر عدد مردان آماده ازدواج به مقياس وسيعى فزونى می گيرد. ولهذا ممكن است مجموع عدد جنس ذكور يك كشور با عدد جنس اناث آن مساوى يا از آن بيشتر باشد، اما در طبقه آماده به ازدواج يعنى طبقه‏اى كه به سن قانونى ازدواج رسيده ‏اند كار برعكس بوده باشد.»  (نظام حقوق زن در اسلام، ص۳۲۷).

حقیقت روشن است، و چه عجیب است که با اینکه در بیانات فوق پاسخ این مغالطات داده شده، اما گویا این فعالین حوزه زنان خودشان را از مطالعه دقیق‌ترین اثر اسلامی حوزه نظام زن، در بیانات استاد شهید مطهری، مستغنی می دانند و هنوز شبهات پوسیده‌ی نیم قرن پیش را مطرح می‌کنند.

نادیده انگاشتن بازه های سنی مشخص در مستندات مرکز آمار با بازه های فاصله پنج ساله میان زنان مجرد و مردان مجرد، و نادیده انگاشتن آمار زنان مطلقه و بیوه سرپرست خانوار که عمدتاً منتخب ازدواج اول قرار نمی گیرند، و نادیده انگاشتن آمار دختران مجرد بدون سابقه ازدواج که در آستانه تجرد قطعی قرار دارند، همه از اشتباهات فاحش کسانی است که می خواهند با ابراز آمارهای غیر مرتبط و غیر علمی نسبت به معیارهای آماری در موضوع ازدواج، افکار عمومی را در مطالبه از مسئولین مربوطه منحرف سازند.

دقت شود که چون در دهه شصت، خصوصاً در نیمه اول آن، رشد جمعیت بالایی وجود داشته، و تعداد پسران دهه ۵۰ برای ازدواج با دختران دهه ۶۰، خیلی کمتر از این دختران بوده است، این امر منجر به مضیقه‌ی ازدواج این گروه سنی دختران شده است. علاوه بر این دختران مجرد بدون سابقه ازدواج، فاصله‌ی زیاد جمعیت زنان مطلقه و بیوه با مردانی که طلاق گرفته یا همسرشان وفات کرده، بر ابعاد این شکاف جمعیتی می‌افزاید.

در صفحه ۴۴ کتاب «طلاق در ایران ۱۳۹۶» مربوط به سازمان ثبت احوال[۱] آمده است: “جمعیت بدون همسر ]بدلیل طلاق و بدلیل وفات همسر[ در سرشماری سال ۱۳۹۵، برابر با ۳ میلیون و ۸۳۹ هزار و ۸۸۴ نفر بوده است. سهم زنان از این تعداد ۸۱ درصد (شامل بی همسر در اثر فوت همسر ۶۲ درصد و مطلقه ۱۹ درصد) ]یعنی معادل ۳ میلیون و ۱۱۰ هزار نفر زن بدون همسر با سابقه ازدواج[، و سهم مردان از این تعداد ۱۹ درصد (شامل ۱۰ درصد مطلقه و ۹ درصد بدون همسر در اثر فوت همسر) می باشد [یعنی معادل ۷۲۹ هزار نفر مرد بدون همسر با سابقه ازدواج].”

در مجموع، یعنی زنان بیش از چهار برابر اند.

نسبت ۸۲ درصد زنان مجرد بدون همسر، بر ۱۹ درصد مردان مجرد بدون همسر = زنان ۴.۲۶ برابر مردان

۸۱ تقسیم بر ۱۹ برابر می شود با ۴.۲۶۳۱۵۷

 

در اثبات مدعای موسسه، به آمارهای ذیل بر اساس فایل اکسل تفصیلی وضع زناشویی سرشماری سال ۹۵ مرکز آمار ایران[۲] دقت بفرمایید.

نسبت تمام زنان مجرد موجود (جمع مجرد با سابقه ازدواج و مجرد هرگز ازدواج نکرده) در هر گروه سنی، بر جمعیت تمام مردان مجرد موجود (جمع مجرد با سابقه ازدواج و مجرد هرگز ازدواج نکرده) در گروه سنی بزرگترشان[۳]  به ترتیب زیر است:

۱. زنان مجرد ۲۵ تا ۲۹ ساله، یعنی متولدین ۶۶ الی ۷۰ (به تعداد ۱۰۵۵۴۷۸ نفر) نسبت شان «۱.۰۹ برابر» مردان مجرد ۳۰ تا ۳۴ ساله، یعنی متولدین ۶۱ الی ۶۵ (به تعداد ۹۶۶۷۰۱ نفر) است. یعنی زنان مجرد ۸۸ هزار و ۷۷۷ نفر مازاد بر مردانِ مجرد اند.

۲. زنان مجرد ۳۰ تا ۳۴ ساله، یعنی متولدین ۶۱ الی ۶۵ (به تعداد ۸۰۶۹۰۱ نفر) نسبت شان «۲.۰۱ برابر» مردان مجرد ۳۵ تا ۳۹ ساله، یعنی متولدین ۵۶ الی ۶۰ (به تعداد ۴۰۲۱۳۹ نفر) است. یعنی زنان مجرد ۴۰۴ هزار و ۷۶۲ نفر مازاد بر مردانِ مجرد اند.

۳. زنان مجرد ۳۵ تا ۳۹ ساله، یعنی متولدین ۵۶ الی ۶۱ (به تعداد ۵۳۹۱۶۱ نفر) نسبت شان «۲.۸۸ برابر» مردان مجرد ۴۰ تا ۴۴ ساله، یعنی متولدین ۵۱ الی ۵۵ (به تعداد ۱۸۷۰۰۶ نفر) است. یعنی زنان مجرد ۳۵۲ هزار و ۱۵۵ نفر مازاد بر مردانِ مجرد اند.

۴. زنان مجرد ۴۰ تا ۴۴ ساله، یعنی متولدین ۵۱ الی ۵۵ (به تعداد ۳۶۰۶۰۷ نفر) نسبت شان «۳ برابر» مردان مجرد ۴۵ تا ۴۹ ساله، یعنی متولدین ۴۶ الی ۵۰ (به تعداد ۱۲۰۳۴۳ نفر) است. یعنی زنان مجرد ۲۴۰ هزار و ۲۶۴ نفر مازاد بر مردانِ مجرد اند.

۵. زنان مجرد ۴۵ تا ۴۹ ساله، یعنی متولدین ۴۶ الی ۵۰ (به تعداد ۳۱۶۸۴۵ نفر) نسبت شان «۳.۹۳ برابر» مردان مجرد ۵۰ تا ۵۴ ساله، یعنی متولدین ۴۱ الی ۴۵ (به تعداد ۸۰۵۴۶ نفر) است. یعنی زنان مجرد ۲۳۶ هزار و ۲۹۹ نفر مازاد بر مردانِ مجرد اند.

۶. نتیجه (جمع موارد فوق) : زنان مجرد ۲۵ تا ۴۹ ساله، یعنی متولدین ۴۶ الی ۷۰ (به تعداد ۳۰۷۸۹۹۲ نفر) نسبت شان «۱.۷۵ برابر» مردان مجرد ۳۰ تا ۵۴ ساله، یعنی متولدین ۴۱ الی ۶۵ (به تعداد ۱۷۵۶۷۳۵ نفر) است. یعنی زنان مجرد یک میلیون و ۳۲۲ هزار و ۲۵۷ نفر مازاد بر مردانِ مجرد اند!

البته این تعداد مازاد، به شرطی است که تمام مردان بازه های سنی مذکور با این زنان عمدتاً بالای ۳۰ سال ازدواج نمایند؛ در حالی که تجربه اجتماعی در واقعیت عرفی جامعه نشان میدهد که اکثر ازدواج های مردان به انگیزه‌های مختلف به سمت انتخاب از گروه دختران زیر ۳۰ سال می رود.

همچنین از زاویه ای دیگر، تمام زنان مجرد (بی سابقه ازدواج و با سابقه ازدواج) متولد قبل۱۳۶۵ (یعنی ۳۰ سال به بالا در آمار سال ۱۳۹۵) به تعداد ۴میلیون و ۳۷۶ هزار نفر، حدودا چهار برابر (۳.۷۵برابر) تعداد مردان مجرد (بی سابقه ازدواج و با سابقه ازدواج) قبل۱۳۶۰ به تعداد یک میلیون و ۱۷۱ هزار نفر (طبق فاصله سنی متعارف ازدواج) هستند.

حتی به فرض همسن گزینی مردان (که در این سنین خیلی کم اتفاق می‌افتد)، بازهم تعداد مردان مجرد قبل۱۳۶۵ با ۲میلیون و ۱۳۷هزار نفر، نصف تعداد زنان مجرد قبل ۱۳۶۵ (بتعداد ۴میلیون و ۳۷۶ هزار) است، و باز زنان مجرد دو برابر مردان مجرد هستند.

حتی با حذف آمار زنان مجرد متولد قبل۱۳۵۱، بازهم آمار تعداد زنان مجرد متولد از ۱۳۵۱ تا ۱۳۶۵ (۳۰ ساله تا ۴۴ ساله ) به تعداد یک میلیون و ۷۰۶ هزار نفر، حدودا دو و نیم برابر (۲.۴۱برابر) مردان مجرد مناسب خودشان هستند، که مردان مجرد در بازه ۳۵ ساله تا ۴۹ ساله به تعداد ۷۰۹ هزار نفر هستند، که زنان یک میلیون نفر بیشترند!

به نظر می رسد برای اثبات مدعای موسسه، ذکر این آمار برای محکومیت ساکتین و پذیرش هر اهل انصافی کافیست. اما در پایان این بند باید گفت اساسا اگر بحث آمار هم مطرح نبود، همین که معروفی الهی این‌چنین منکر وانمود شده، و مورد هجمه افسارگسیخته فمینیست های مرتزق این نهادها قرار گرفته، و بیش از ١٠٠ هزار خانواده چند همسری مورد شدیدترین فشارهای فرهنگی قرار گرفته اند، در این شرایط وظیفه تبیین و تبلیغ واجب می نماید.

لذا دوستان موسسه به حکم عقل سلیم و فطرت مستقیم و آموزه های دین قویم و فتاوای علمای آن، دریافته اند که حل مشکلات زنان و بلکه هر انسان و جامعه ای جز با تمسک به دین و گردن نهادن به جمیع احکام الهی میسر نیست. و اگر این میدان پر خطر باز نشود چه کسی جوابگوی آن قتل عام خواهد بود، و کدامین جامعه ای را سراغ دارید که به جنگ حکم خدا رفته باشند و نصیبی جز خذلان و خفت و سوء عاقبت برده باشند؟

همچنین مشفقانه به مخالفان حکم قرآن نصیحت می کنیم که چندین دهه با احکام خدا جنگیدید و پریشانی میلیونها زنِ بیشوی را میراث گذاشتید. اندکی نیز مسیر بندگی در پیش گرفته و در برابر حکم خدا خاضع شوید تا ثمره آن را نیز ببینید و فراموش نکنید که «وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقين‏».

موسسه وطن توحیدی حیات حسنی

١۹ آبان‌ماه ۱۳۹۸

 

 

 

–       بزودی در بیانیه دوم منتشر خواهد شد:

۱.    موضع موسسه نسبت به عملکرد رسانه‌ها

۲.    موضع موسسه نسبت به نظرات منتشر شده از مقام معظم رهبری

موضع موسسه نسبت به برگزاری کارگاه‌ها در آینده

 


پی نوشت:

[۱] – https://www.sabteahval.ir/Upload/Modules/Contents/asset99/talagh.96.pdf
[۲] – https://www.amar.org.ir/Portals/0/census/1395/results/tables/zanashui/tafsili/kol/1-zanashui-tafsili.xls
[۳] – دقت شود که سن ها بر اساس سن افراد به هنگام سرشماری در سال ۹۵ است، که ارقام ارائه شده مربوط به «فایل اکسل تفصیلی وضع زناشویی مرکز آمار ایران در سرشماری سال ۹۵» می‌باشد. مثلاً در سرشماری سال ۹۵، وقتی می‌گوید فرد ۲۵ ساله یعنی متولد ۷۰ است، و وقتی می‌گوید فرد ۲۹ ساله یعنی متولد ۶۶ است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

‫۳ نظرها

  1. هدف ما جهت دادن میل سرپرستی مردان است و محصول کارگاه ها ازدواج جوانمردان با همین قشر از زنان بوده (نابینایان و معلولان و …) که نمونه های آن موجود است ضمن اینکه اگر کسی به صورت علنی و با همراهی همسر اقدام به ازدواج دوم کند او را حمایت می کنیم

  2. سلام
    ببخشید این عکسی که به راحتی دارید استفاده می‌کنید مصداق حق الناس است، چون نقاش این سبک کار شخص دیگست، شما اومدید چند تا کاراشونو تلفیق کردید و گذاشتید تو کانال تون!

    1. سلام علیکم
      بیانیه شماره یک موسسه رو بخوانید، یک بند آن به این موضوع اختصاص دارد.
      اساسا طراح این تصویر «که کاملا جهادی و بدون انتظار، زحماتی را برای احیای این فرهنگ می کشند» قبل از اجرای ایده، از ایشان اجازه گرفته بودند که تصویر آن هم موجود است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن